تبلیغات
تنهایی هم عالمی دارد...من و خودم دوتایی - چهارشنبه 5/9/88
 
تنهایی هم عالمی دارد...من و خودم دوتایی
بگذار کمی تمام زندگیت باشم !فقط کمی ...
دوشنبه 9 بهمن 1391 :: نویسنده : leyli
صبح مرجان از سرویس جا مونده بود.بعد رفتیم دنبال اون یکی مرجان دیدیم اونجاس.بهش گفتم تو چه جوری رسیدی اینجا؟گفت دربست گرفتم.عقلش نرسیده بود با همون دربست بره مدرسه.مرجان سرپا وایستاده بود تو سرویس.نزدیکای مدرسه سرویس از دست انداز رد شد سر مرجان خورد به سقف سرویس کلیپسش شکست.کلاس خیلی سوتو کور بود.لهراسبی معلم زیستمون بازم دیر اومد.امری بود عادی.ازم پرسید بیست شدم بییییییییییست.هنوز واسه کلاسمون بخاری نخریده بودن.رسیدیم مدرسه کلاس خیلی سرد بود.از شیوه اصطکاک استفاده کردیم ولی فایده نداشت.همگی پاشدیم رفتیم دفتر که یکم گرم شیم.مرضیه حالش خوب نبود.یه کاپشن پوشیده بود با یه سوییشرت شده بود اندازه بشکه.تو دفتر گفتم خانوم بریم ابدار خونه اونجا سماور هست گرم شیم(خیلی تفکر کردما)بعد مرضیه گفت کجا بریم؟خانوم میگه بریم تو ابدار خونه سماور هست گرم شیم.بعد برگشتیم تو کلاس.منو مهسا و المیراومرجان و الهام و بهنوش وزینبو زهرا درواقع کل کلاس تو 3تا نیمکت نشستیم.من شروع کردم به لرزش که همه با هم بلرزیم گرم شیم.خانوم داشت از رو درس میخوند .بعد رسید به این جمله:i always sit beside reza in the classroom بعد به زینب گفت تو خجالت نمیکشی همیشه کنار رضا میشینی؟مرضیه هنوز تو دفتر بود.وقتی اومد تو انقد گنده شده بود نمیتونست راه بره.معلممون بهش میگفت هندونه.زنگ بعدش برامون بخاری اوردن.محدثه بادا بادا مبارک بادا میخوند.همه تو فاز شوهرن خوبه 16 سالمون بود. الهه بخاری رو گرفته بود دستش باهاش میرقصید میگفت رقص چاقو.هم کلاسیه ما داریم؟صبح مثلا قرار گذاشتیم نریم سر کلاس چون کلاس سرد بود. تا شاید مدیر محترم یکم از اون شهریه های کلونی که از ما میگرفتو واسمون بخاری بخره..زنگ که خورد همه ریختن سر کلاس.در اینجا شاعر میگه هماهنگیتون تو حلقم.زنگ بعدش ریاضی داشتیم معلممون نیومد.امریست عادی.ما داشتیم میزدیم تو سرو کله هم.الهام گفت نماینده کلاسو نگاه کن تورو خدا.نگا کردیم دیدیم المیرا گوشی دستشه داره اس ام اس میده.وقت ندارم بیشتر بذارمتا بعد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


هر دو خالی بودند !

سر من
از عقل ،
که تو را دوست داشت !

قلب تو
از عشق ،
که مرا دوست نداشت !

مدیر وبلاگ : leyli
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کد آهنگ های بابک جهانبخش
تفریح سرا